اولا عقلِ ایات وروایات غیر از عقل عرفی و مصطلح است

لسفه یونانی اگر چه خوب بود و تاحدی برخی مواضع مشگلات را حل کرد و جلو برد و دید کلی می داد تا حدی با معارف دینی تنافی نداشت ولی از جهتی حجاب فهم ما و جامعه دینی ما شد هم درفهم قران و روایات و هم حتی در فهم غرب و فلسفه غرب و رنسانس به بعد
گفتمان من گفتمان مکتب تفکیک و الفبای حرمت فلسفه یا کشک بودن فلسفه نیست
بالاخره بی انصافی است که کسی بگوید در برهه هایی و در جوانبی فلاسفه به جو فکری حوزه شیعی و حتی جو سیاسی و فرهنگی شیعه قدرت نداده
تا حدی اثر فلسفه در اصول و فقه بود که کلی نگری و تصور کلی اسلام را باعث شد و تئوری ولایت فقیه را در حوزه جا باز کرد با اینکه روایات خاصه در نهی از تشکیل حکومت داشتیم و شد حرف امام ره که تصور اسلام تصدیق میکند که ما نیاز به ولایت فقیه و حکومت در اسلام داریم
اثر فلسفه بود که بحثهای خوب معرفت النفس معاد حکمت متعالیه را ببار اورد
ولی از طرفی
عینک فلسفه یونان چنان بر روح و تارود حوزه اسلامی علی الخصوص شیعی نفوذ کرد که فسلفه اسلامی از مشاء و حکمه متعالیه صدرا که هیچ ، کلام و و حتی ورق، ورق اصول فقه را به رنگ خود دراورد و میوه های تلخش در فقه و فقهاء به بار نشست طوری تار وپود شد که فقه های تفکیکی ضد فلسفه نیز درس فقه و اصولش صدر و ذیلش در حوض فلسفه فرو رفته و متاسفانه باید گفت دم خروس را ببینیم یا قسم حضرت عباس را
یعنی حوزه ثبوتی فلسفه وارد حوزه اثباتی دینی شد فقه و فلسفه بافی بهم امیخته شد و فهم فقهاء و درس فقهاء رنگ استدلالهای اجق وجق گرفت و سالها طلبه ها سر این درسها وقتشان را به استصحاب عدم ازلی و استصحاب کلی نوع سوم و …طی میکنند و قران گرد مظلومیت رویش نشسته و اصول فقه ما شد بر مبنای قواعد فلسفه به جای اینک اصول فقه از قران بنا کنیم از یونان ابشخور دارد

شیخنا الاستاذ ما در درس تفسیر میفرمودند که مگر عقل “مما الهمه الله “نیست کسی که جهان بینی الهی داشته باشد انچه این عقل میفهمد درس فیزک شیمی و غیره هم باشد انرا هم علم الهی میدانند دیگر ما علم سکولار نداریم عالم سکولار داریم ولی علم سکولار نداریم ،سبک درس دانشگاه را باید عوض کرد مگر در حوزه به کسی میگویند نماز شب و جماعت داشته باشد سبک درس طوری است که خودش اینها را دارد

این جملات ناتمام است
اولا عقلِ ایات وروایات غیر از عقل عرفی و مصطلح است عقال و مدیریت درونی نیروهای انسانی است
البته درست است که فهم عرفی و ذهن خلاق در فیزیک وشیمی هم “ما الهمه الله” است ولی باز باید گفت
صرف اینکه مبادی یک علم و فاهمه ان علم الهی باشد انرا نمیتوان الهی نامید والا موسیقیِ مطرب را هم فهم و فاهمه بشر انرا تدوین کرده پس علم موسیقی مطرب را هم علم اسلامی بنامیم این که نشد است
به نظر علم نه سکولار است نه اسلامی ،علم شرافت خودش را دارد استقلال خودش را دارد بیان تکوین و ثبوت است
ولی دین بیان بایدی و اثباتی است درست است که باید ونباید دینی هماهنگ با ثبوت و تکوین خارجی است ولی باید حد وحدود هر چیزی مشخص شود علم نه پسوند اسلامی دارد و نه سکولار و بی دینی
این ازادی علم از اسارت قید به نفع هر دو طرف بلکه اطراف است “والا لهدمت صوامع و بیع ”

اینکه در حوزه به کسی نمیگویند نماز شب بخوان یا نماز جماعت بلکه سبک درس اینگونه طلبه ها را بار می اورد در دانشگاه هم لازم …
این هم اینگونه نیست کم در حوزه اساتید درس اخلاق ندارند بزرگ و کوچگ همدیگر را توصیه به صبر و خیر و علم و مرحمه دارند تواصوابالحق ،
تواصوا بالصبر ،
تواصوابالمرحمه
چهارشنبه ها از قدیم و ندیم درس اخلاق در حوزه ها بوده و اصلا همین حوزه را نگه داشته
فکرِ کتاب محوری و اینکه فکر کنیم کتاب همه چیز است گذاشته از نزدیک بودن این فکر با سقیفه ی حسبنا کتاب الله ،در خارج ما خلاف انرا می بینیم کتابِ کفر را یک موحد درس بدهد درس توحیدمیشود و کتاب توحید را یک مشرک درس بدهد درس شرک از اب در می اید
در کنار الحکمه ضاله المومن فرمودند خذ العلم من افاه العلماء ،لا علم الا من العالم الربانی

مشگل ما با دانشگاه از اول این شد که دانش اموختها و مدرسین دانشگاه از اول تخمش در انگلستان و فرانسه بسته شد بعدها همین ها شاگردانشان شدند استاد یا باز همین شاگردان به غرب رفته و می روند و نَفس استاد رُنسانسی به جانش میخورد و بسان مرده ی که از قبر افکاری شرقی بیرون میجهد میشود والا ما در قرن سوم و چهارم کتابهای شرق و غرب را ترجمه کردیم و تا امد قرن هفتم بشود بر تمام تمدنها فائق امدیم بدون این مشگلات الحادی و زاویه با دین در محافل علمی ما پدید اید
چرا
چون استاد این کتابهایِ شرق و غرب خودمان بودیم ،نه فراسوی ها و انگلیسی ها
اگر کسی بگوید
خوب علم سلطان است و امروز در دست انهاست نمیشود دور بود باید کسانی بروند و بگیرند و بیاورند داخل
درست است ولی تمام قدرت ما باید این بوده و باشد که علم را در دانشگاهمان از نَفس بوی و موحد بیان کنیم ،بالاخره نفوس اثر دارد ولو درس فیزیک وشیمی باشد نمیشود گفت من به اقتصادش کار دارم به روانشناسی ش کار دارم بالاخره علم به قول خودشما عین عالم و معلوم میشود نَفَس عالم رنسانسی رنسانس می اورد هر تخمی جوجه خودش را دارد
گذشته از اینکه علوم انسانی غرب ریشه بنیادی برای ضرب زدن و ریشه کندن دین دارد اگر معلم ش موحد نباشد

الحمدلله اولا واخرا وظاهرا وباطنا
+ نوشته شده توسط جان نثاری علی رضا در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ و ساعت 8:11 | نظر بدهید
مدرسه عالی خداوند متعال برای مومن
?
چرا مومن اگر سر کوهی هم باشد خداوند متعال کسی را قرار میدهد تا اورا اذیت کند
چرا مومن دائم خالی نیست از اینکه یا فرزند یا همسایه یا کسی از اهل بیتش یا غیره او را اذیت کند الحدیث

چون شما بچه خودتان را برای تعلیم و تربیت تو مدرسه وسط شهر می فرستید تو مدرسه سطح بالا میفرستید تا بیشتر و بیشتر بالا بره
خوب اگه تو مدرسه ی روستا و یه جایی که استعدادهای مختلف نیست بره اگه شاگرد اول هم بشه کاری نکرده رشدی نکرده شنا کردن تو اقیانوس مهمه ، نه تو حوزه خونتون.
هر سیگنال و موج منفی که شما را میخواهد بهم بریزد، میدان تربیت خداست میدان ربوبیت خداست هرچه بیشتر، بیشتر وبالاتر
لذاست که انبیاء در میدان بیشتراند “ثم الامثل فالامثل”
برای همین امیرالمومنین فرمود هرکس مرا دوست دارد خود را برای بلاء اماده کند “نسال الله العفو العافیه و المعافاه ”
چون حب علی نشانی درجه عالی بودن توست وباید در مدرسه و دانشگاه عالی رتبه خدا تربیت شوی
فرمودند تو روستا سکونت نکن بلکه در شهرهای بزرگ سکونت کن ،چرا چون از جهت فهم و تعلیم ورشد وفرهنگ ،مخالف و موافق و استاد و مدرسه بالاست خلاصه سینگال های تربیتی بسیاری به انسان میرسد
مومن هرکجا باشد خداوند انجا را بستر تربیت ش میکند عالی ، مومن از ذو البیوتات شریف است هرچه مومن هست از خانواده های اصیل است
پس ناراحت نباش از موجهای منفی از اتفاقات منفی
اگر در برخی علوم ستاره زحل را نحس دانسته اند ولی در روایات ما فرموده اند چگونه نحس است در حالی که ستاره امیرالمومنین علیه السلام است ،سرش همین است یعنی میدان تراکنش تربیتی بسیاری دارد تو عزیزی و رهایت نمیکنند امتحان پشت امتحان کلاس پشت کلاس موج ،پشت موج لذا انکه دید اسمانی ندارد میگوید نحس است
اذا ابتلاه ربه فقدر علیه رزقه فیقول ربه اهانن کلا
این فتنه ها و این مسائل اهانت نیست نحس نیست
این مومن را از پوست دراوردن است نه میپوساند بلاء و ابتلا به معنی پوساندن است معاذالله کاری با انسان میکند که گویا فرش بالی شده یعنی فرش کهنه ولی با مومن هر لحظه میگذرد از پوست در می اید کشتی اش را اگر خضر راه سوراخ میکند مثل سوراخ کردن گرم ابریشم، پیله ی ابریشمی خودش را می ماند
این سوراخ همان، کرم پروانه شدن همان
بیشتر صورتش میدرخشد طلای سرخش نمودار میشود” یخرجهم من الظلمات الی النور ”
چرا
چون” الله ولی الذین امنوا ”

می رود این چرخه تا میرسد به قلب و قلب با تقوا میشود نه بدن نه اینکه اعضا و جوارح متقی باشد،
قلبی که شدت انقلاب دارد منقلب است او را خدا متقی میکند “امتحن الله قلوبهم للتقوی”
این کار اسانی نیست ،دست من و شما نیست که کسی قلبش را متقی کند
مگر شما ذهنتان را میتوانید کنترل کنید؟ خطورات ذهنی را میتواتید کنترل کنید؟ هزار مرتبه سخت کنترل قلب است
ذهن مثل حلقه ی در فلات بیابانی قلب است
اصلا انچه از قلب تراوش میکند تجلی میکند وسایه ش بر ذهن می افتد

القصه کلاس تربیت خدا برای خوبان کلاس پر سیگنال است رها نمیکنند بیکاریی ندارد ناراحت نشو دانشگاه عالی ثبت نام کرده ی بهترین مدرسه روی کره زمین بلکه هستی ثبت نام شده ی “ان کتاب الابرار لفی علیین”

تخففوا تلحقوا
البته راه عافیت باز است چرا با تازیانه بلا چرا با موج و سیگنال منفی چرا با چوب .
با معرفت و سبک کردن خودت برو
با دعا برو
فرمود “شما اهل بلا نیستید به خدا التماس کنید برای عافیت ”
“خدا عده ی را با عافیت خلق کرده با عافیت زندگی میکنند وبا عافیت می میرند وبا عافیت محشور میکردند ”
راه فضل خدا باز است بگو تو که میتوانی این کلاس را با بلا برگذاری کنی میتوانی با عافیت هم ببری بی بلا هم میتوانی برگذاری کنی از فضلت با عافیت برگذار کن
را یاد مرگ و عظمت خدا هم راه سلامت است
اللهم اجعل سلامه قلوبنا فی ذکر عظمتک

راه سیدالشهداء که هم اسرع و هم اوسع است باز است بطوری که گلت را طینت را میشویند
فرمود کسی که در راه سیدالشهداء و زیارتش بیافتد این طینتش را ملائکه میشویند اگر کشته شوی اگر در کنار قبر حسین بکشندت اگر خط را رها نکنی تا جان داری کنار حسین بمانی ملائکه طینت را نه قلبت را بالاتر از ان سرشت وجودت را میشویند
“تغسل الملائکه طینته ”
حالا چرا بذاریم بمیریم کشته شویم و ملائکه طینت ما را غسل بدهند همین الان از فضل خدا میخواهیم ما را در محبت و ولایت حسینی طینتمان را بشویند
اللهم ارزقنا انک ذوالفضل العظیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *